على محمدى خراسانى

101

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)

اثنين عوضاً عمّا يأخذه من الآخر » يعنى هريك از دو نفر به ديگرى عوض عطا كند در برابر آنچه از ديگرى مىگيرد ؛ سپس فرموده است : معاطات به اين معنا دو گونه است : 1 . هركدام متعاطيان به قصد اباحهء تصرف عوضى را به ديگرى بدهد بدون اين‌كه قصد تمليك مال به او داشته باشد ؛ مثل ميزبانى كه به قصد اباحهء تصرف طعام را در اختيار ميهمان مىگذارد و نيازى به اذن قولى ندارد . 2 . هركدام به قصد تمليك و با اين نيت تعاطى مىكنند و عوضى را به ديگرى مىدهند و عوضى را از ديگرى مىگيرند ؛ سپس دو وجه ديگر براى معاطات از قول صاحب جواهر ذكر كرده و در آن‌ها مناقشه نموده است كه نيازى به ذكر آن‌ها و تكرار مناقشات شيخ در مكاسب « 1 » نيست . از آن‌جا كه تعريف مذكور اعم از بيع معاطاتى « 2 » است لذا امام راحل در صدد تعريف ديگرى برآمده كه مخصوص معاملهء معروف معاطاتى است و در ضمن مسألهء ششم مىفرمايند : وهي عبارة عن تسليم العين به قصد صيرورتها ملكاً للغير بالعوض وتسلّم العوض بعنوان العوضيه . اين تعريف مخصوص وجه دوم از دو وجهى است كه شيخ اعظم تبيين كرد . مورد بحث ما هم در باب بيع دربارهء معاطات بر وجه تمليك است و بر وجه اباحهءتصرف كار نداريم . سير بحث در اين باب به قرار زير است : 1 . آيا معاطات معاملهء مستقلى است يا قسمى از بيع است ؟ 2 . بر فرض كه بيع باشد آيا بيع فاسد است يا بيع صحيح ؟ 3 . بر فرض كه بيع صحيح باشد آيا مفيد اباحهء تصرف است يا مفيد ملكيت ؟

--> ( 1 ) . المكاسب ، ج 3 ، ص 24 . ( 2 ) . شامل معاطات غير معاملى هم مىشود ؛ مثل عاريه كه هركدام به قصد انتفاع مالى را به ديگرى مىدهند ، يا هدايائى كه به يكديگر مىدهند . يا امروز زيد ميهمانى مىدهد و در عوض فردا شب بكر ميهمانى مىدهد ، و . . . . .